این مطلب ارسال شده است در روز یکشنبه, شهریور ۲۲م, ۱۳۸۸ و در ساعت ۵:۱۶ ق.ظ تحت دسته تجارب مهاتما, جنبش سبز, خوانده هام. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. شما می توانید مطالب را رد کرده و نظر خود را ارسال کنید. ارسال بازتاب هم اکنون مجاز نمی باشد.
روی شیروانی داغ
زندانیان سبز را از یاد مبر
گاندی مقدمهی اتوبیوگرافیاش را در بیست و ششم نوامبر ۱۹۲۵ امضا کرده است و آن گونه که خود در همان مقدمه میگوید نوشتن این کتاب را از چهار پنج سال پیش از آن تاریخ شروع کرده بوده. کتاب با تولد گاندی آغاز میشود و تا ۱۹۲۱ ادامه مییابد. عمدهی وقایع و فرازهای زندگی مهاتما پس از این تاریخ رخ میدهند. پس از این تاریخ است که او زندان هند را تجربه میکند. اعتصاب نمک را پس از این تاریخ رهبری میکند و ساتیاگراها را پس از این تاریخ به نتیجه میرساند. اما آنچه که در سالهای پس از ۱۹۲۱ بر گاندی گذشت امتداد مسیری بود که پیش از این سالها آغاز شده بود.
قصد گاندی در این کتاب -که با عنوان سرگذشت من توسط مسعود برزین به فارسی برگردانده شده و از سال ۱۳۳۶ به بعد بارها منتشر شده است- ارائهی تصویری از سلوک خود در مسیر یافتن آهیمسا است و از آنجا که ساتیاگراها هم بخشی از این مسیر است جنبههای اجتماعیتر زندگی گاندی نیز به این کتاب راه یافته است. هر چند به این دلیل که وقایع اساسی اجتماعی در زندگی گاندی در سالهای پس از نوشتن این کتاب رخ دادهاند جنبههای فردی آن قویتر است.
گاندی عهد کرده که همهی حقیقت را بگوید؛ پس از اعتراف به برخی گناهان کوچک که در نوجوانیاش و پیش از سفر به اروپا مرتکب شده و یا اعتراف به تلاشش برای اروپایی جلوه کردن در سالهای ابتدایی حضور در انگلستان و یا رفتار بسیار بد با همسرش -که در سیزدهسالگی با او ازدواج کرده- ابا ندارد. این صداقت به نثر گاندی هم سرایت کرده و کتابی ساده و بیپیرایه را رقم زده که پرکشش است و با طنز ملایم گاه و بیگاهش به مخاطب اجازهی خسته شدن نمیدهد.
برای گاندی مهم بوده که مخاطب بیشتر به فرآیند تعالی روحی او توجه کند و شاید ار این طریق مفهوم آهیمسا و ساتیاگراها را بهتر متوجه شود اما برای منی که در این روزها به سراغ خواندن این کتاب رفتهام حدود بیست صفحه از کتاب که به اولین اعتصاب عمومی و اولین نافرمانی عمومی در هند و تبعات آن میپردازد از باقی کتاب اهمیت بیشتری دارد. مهاتما تجربههایی را در این بیست صفحه مطرح کرده که بسیار شبیه به تجربههای اخیر ماست و راهکارهایی برای فائق آمدن بر شرایط ارائه داده که میتواند به کار ما هم بیاید. آن بیست صفحه از کتاب – از صفحهی ۴۷۴ تا ۴۹۴- را خلاصه کردهام و در چند مطلب متوالی منتشرشان خواهم کرد.
ایدهی مراجعه به تجربهی مهاتما را این مصاحبهی الهامبخش دکتر حمید دباشی به من داد. از او متشکرم و امیدوارم که بیش از این همراه ما شود. کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود.
اولین اقدام ملی گاندی در ۱۹۱۹ شکل میگیرد. حکومت نایبالسلطنهنشین هند طرحی را مطرح میکند که با نام طرح رولت شناخته میشود. بر مبنای آن حکومت میتواند به صرف مظنون شدن به کسی که احتمال آشوبطلبی او میرود به دستگیری او اقدام نماید. هندیها به این موضوع معترض هستند و نمایندگانشان در پارلمان این اعتراض را اعلام میکنند اما طرح تصویب میشود و به صورت قانون منتشر میگردد. گاندی روز تصویب لایحه در مجلس حضور دارد و پس تصویب تصمیم میگیرد به مقابله با آن بپردازد. ادامهی ماجرا را از زبان مهاتما بخوانید!
ادامهی ماجرا:
این مطالب ظرف دو سه روز و هر چند ساعت به ساعت منتشر میشوند. هر چند میتوانید همین حالا هم با کلیک بر روی لینکها آنها را بخوانید!