روی شیروانی داغ

زندانیان سبز را از یاد مبر

برای همراهی با این مطلب بهتر است ابتدا این مطالب را مطالعه کنید:

تجارب مهاتما

تعطیلی عمومی

تعطیلی عمومی بمبئی با موفقیت پایان یافت. برای آغاز نافرمانی عمومی زمینه آماده بود. در این مورد دو سه چیز مورد بحث قرار گرفت. تصمیم گرفتیم نافرمانی عمومی را شامل آن دسته از قوانین سازیم که تودهای مردم به سهولت بتوانند در آن شرکت کنند و قوانینی انتخاب شوند که همه‌ی مردم از آن استقبال کنند. مالیات نمک یکی از قوانینی بود که چنین خصوصیتی داشتند و از مدتها قبل نهضتی نیرومند برای لغو و تغییر آن شکل گرفته بود. پیشنهاد کردم مردم در مخالفت با این قانون آب دریا را به خانه برند و تبخیر کنند و نمک بگیرند. پیشنهاد دیگرم راجع به فروش علنی کتب ممنوع بود. دو کتاب من یعنی خودمختاری هند و سارودایا که انتشارشان ممنوع بود بود جان می‌دادند برای این کار. چاپ و فروش آنها سهل‌ترین راه نافرمانی بود. غروب روز ششم ارتشی از افراد داوطلب در حالی که هر یک چند جلد از کتاب‌های ممنوع به دست داشتند راه افتادند. در عرض چند دقیقه همه‌ی کتاب‌ها به فروش رسید. قرار شد عواید آن صرف مبارزه‌ی عمومی شود. یاد دارم که یک نسخه از کتاب را پنجاه روپیه از من خریدند. به مردم گفته شده بود اگر از کتاب‌های ممنوعه خریداری کنند احتمال دارد بازداشت شوند ولی برای همان لحظه هم که شده مردم ترس زندان را فراموش کرده بودند.بعدها فهمیدم دولت مسئله را این جور تلقی کرده که کتاب‌های ممنوعه به فروش نرفته و در واقع آنچه که فروخته شده چاپ جدید کتاب‌های ممنوعه بوده و بنا بر قانون جرم محسوب نمی‌شود! این خبر باعث ناامیدی عمومی شد.

فردای آن روز همایشی درباره‌ی خودمختاری و اتحاد هندو-مسلمان داشتیم. دوستی که روز قبل پیشنهاد کرده بود که مسئله را در راهپیمایی مطرح کنم آن روز فهمید هر گردی گردو نیست. فقط چند نفری در همایش حاضر نشده بودند. اندک بودن جمعیت ناراحتم نکرد زیرا به تمایل مردم به شرکت در کارهای هیجان‌انگیز و عدم تمایلشان برای شرکت در تلاش‌های آرام اما اساسی پی برده بودم. این اختلاف هنوز هم وجود دارد.

ادامه ماجرا:

سرکوب در بمبئی

تعلیق نافرمانی

اشتباهی به عظمت هیمالیا

پنجاب و باغ جیلان والا

“نوجوان و “هند جوان”

در پنجاب

نظر شما


من در دلیشز
    من در توئیتر

    پیوندهای گودری