این مطلب ارسال شده است در روز دوشنبه, شهریور ۲۳م, ۱۳۸۸ و در ساعت ۲:۱۰ ب.ظ تحت دسته تجارب مهاتما, جنبش سبز, خوانده هام. شما می توانید نظرات این مطلب را با استفاده از RSS 2.0 خوراک دنبال کنید. شما می توانید مطالب را رد کرده و نظر خود را ارسال کنید. ارسال بازتاب هم اکنون مجاز نمی باشد.
روی شیروانی داغ
زندانیان سبز را از یاد مبر
پس از آن در بمبئی راجع به ساتیاگراها سخنرانی کردم و گفتم ساتیاگراها الزاما سلاح درستکاران است و کسی که به آن تن داده موظف به عدم خشونت است. تا زمانی که مردم این اصل را در اندیشه، کلام و عمل رعایت نکنند ساتیاگراهای عمومی شروع نمیشود. در احمدآباد هم سخنرانی کردم و تلاش نمودم مردم را به اشتباهی که مرتکب شده بودند متوجه سازم و گفتم به عنوان توبه سه روز روزه میگیرم و از آنها هم خواستم به همین دلیل یک روز روزه بگیرند، از آنها که مرتکب خشونت و خطا شده بودند خواستم که اعتراف کنند. شنیده بودم که مردم احمدآباد خواستهاند ریلهای راه آهن را بکنند. در آنجا یک صاحب منصب را کشته بودند. همان روز حکومت نظامی در احمدآباد ملغی شد. همان طور که به مردم میگفتم به گناه خود اعتراف کنند از دولت هم میخواستم گناه مرتکبین را ببخشد. هیچ یک از دو طرف حرفم را نپذیرفتند. در همان روز ساتیاگراها را عقب انداختم. بسیاری تصمیمم را نپسندیدند. معتقد بودند شرایط مورد نظر من برای ساتیاگراهای عمومی هرگز محقق نخواهد شد من معتقد بودم آنها که مردم را به ساتیاگراها دعوت میکنند باید توانایی نگه داشتن آنها در چارچوب ساتیاگراها را هم داشته باشند. امروز هم همین عقیده را دارم.
برای همراهی با این مطلب بهتر است این مطالب را مطالعه کنید:
ادامهی مطالب: