روی شیروانی داغ

زندانیان سبز را از یاد مبر

حتی در احمدآباد هم فکر می‌کردم که مرتکب اشتباه شده‌ام اما در سخنرانی بعدی‌ام که در نادیا برگزار شد بود که برای اولین بار عبارت “اشتباهی به عظمت هیمالیا” را به کار بردم.. در نادیا خبر بازداشت عده‌ی زیادی از دهقانان کهدا را شنیدم و ناگهان متوجه شدم دعوتم از آنان برای پیوستن به ساتیاگراها اشتباهی تاسف برانگیز بوده است. وقتی به اشتباهم اعتراف کردم عده‌ی زیادی به تمسخر من پرداختند اما هرگز از آن اعتراف تاسف نخوردم. معتقدم کسی که به اصول ساتیاگراها پایبند است نباید از اعتراف به اشتباه بهراسد. آن اشتباهی که عظمت کوه هیمالیا را داشت در نظر نگرفتن این موضوع بود که فردی که اراده‌ی اطاعت محترمانه از قوانین کشور را در خود به وجود نیاورده شایسته‌ی پیوستن به نافرمانی عمومی نیست. بیشتر ما قانون را از سر ترس از مجازات نقض نمی‌کنیم، این نوع اطاعت با اصول اخلاقی هم‌خوانی ندارد. پیرو ساتیاگراها بنا به اراده‌ی خود از قانون اجتماعی اطاعت می‌کند زیرا انجام این کار را وظیفه‌ای مقدس می‌داند. من از مردم تقاضا کرده بودم قبل از این که قدرت تحمل مشقات نافرمانی عمومی را در خود به وجود آورند دست به این اقدام بزنند. این اشتباه از نظر من به بزرگی کوه هیمالیا بود. در حالی که تمام فکرم را این جور مسائل مشغول کرده بود از کهدا به بمبئی رسیدم و به کمک یک گروه از پیروان ساتیاگراها کار تعلیم مفاهیم معنوی ساتیاگراها و اهمیت آنها را آغاز کردم. این کار بیشتر از طریق انتشار جزوه‌های تعلیماتی صورت می‌گرفت. علاقه‌مند ساختن مردم به جنبه‌های مسالمت‌آمیز ساتیاگراها مشکل است. داوطلب این کار کم بود و آنها هم که ثبت‌نام می‌کردند تعلیمات را جدی نمی‌گرفتند. تعداد داوطلبان به جای آنکه زیاد بشود کم می‌شد.

مطالب پیشین:

تجارب مهاتما

تعطیلی عمومی

نافرمانی عمومی

سرکوب در بمبئی

تعلیق نافرمانی عمومی

ادامه‌ی مطالب:

پنجاب و باغ جیان والا

“نوجوان و “هند جوان”

در پنجاب

نظر شما


من در دلیشز
    من در توئیتر

    پیوندهای گودری